السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

93

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

تغيّر كلّ ذى لون و طعم * و قلّ بشاشة الوجه المليح آرى طول الحياة علىّ غمّا * و ما انا من حياتى مستريح و مالى لا اجود بسكب دمع * و هابيل تضمّنه الضّريح قتل قابيل هابيل اخاه * فوا حزنا لقد فقد المليح يعنى : شهرها و ساكنان آن تغيير كردند و چهرهء زمين غبار آلود و زشت گشت و هر چيز رنگين و خوشمزه‌اى تغيير يافت و چه اندك است چهره گشاده رو و خندان . ديگر پس از اين مدّت زندگى من غمگين خواهد گشت و من آرامشى نخواهم داشت و چگونه از ديدگانم اشك نبارم در حالى كه هابيل را خاك در بر گرفته ، قابيل برادرش هابيل را به قتل رساند و افسوس و اندوه بر آن چهرهء نمكينى كه از دست من رفت ، و ابليس لعين در جواب او گفت : تنح عن البلاد و ساكنيها * فبىء بالخلد ضاق بك الفسيح و كنت بها و زوجك في قرار * و قلبك من اذى الدنيا مريح فلم تنفك من كيدى و مكرى * الى ان فاتك الثمن الربيح فلولا رحمت الجبّار اضحت * بكفّك من جنان الخلد ريح يعنى از اين سرزمينها و ساكنين آن بسوى بهشت برگرد كه اين زمين با همه گستردگى بر تو تنگ شده و تو و همسرت در آنجا در آرامش بوديد و قلبت از آزار دنيا در امان بود ، و تو هرگز از حيله و مكر من آسوده نخواهى شد تا آنكه سرمايهء گرانقدر عمرت را از دست بدهى و اگر رحمت خداوند جبّار نبود در مشت تو نسيمى از بهشت جاويد آشكار مىكردم . و چه بسا بعضى از اين اشعار از آدم ( ع ) يا ابليس نباشد ولى اعتماد ما در نقل اين اشعار به كتاب ( علل الشرائع ) و ( عيون الاخبار ) و ساير كتب بوده است . و از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرمود : قبل از كشته شدن هابيل بدست قابيل همهء حيوانات وحشى و پرندگان و درندگان و ساير حيوانات به نحو مختلط با هم زندگى مىكردند ، امّا بعد از آن از يك ديگر رميده و وحشت كردند و هر يك به صورت نوعى جداگانه در آمد . و نيز از آن حضرت منقول است : خداوند از بهشت حوريّه‌اى فرستاد و آدم او را به عقد يكى از پسران خود در آورد و پسر ديگر را به يكى از اجنّه تزويج كرد و هر دوى